دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی condolence به فارسی
دلداری، همدردی، تسلی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From condole + -ence, from Latin condolere, meaning to suffer together.
اسم
- جمع
- condolences
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
دلداری، همدردی، تسلی
Comfort, support or sympathy.
There was not much to do after the accident but offer what condolence I could.
بعد از تصادف کار زیادی نبود جز اینکه هر قدر میتوانستم دلداری بدهم.
تسلیت، ابراز همدردی
An expression of comfort, support, or sympathy offered to the family and friends of somebody who has died.
I sent her a card expressing my condolences after her mother passed away.
بعد از فوت مادرش برای او کارتی فرستادم و تسلیت گفتم.
مترادفها: sympathy
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه condolence را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.