دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی condescension به فارسی
رفتار برتریآمیز، رفتار خودپسندانه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin condēscēnsiō.
اسم
- جمع
- condescensions
- شمارشپذیری
- usually uncountable
رفتار برتریآمیز، رفتار خودپسندانه
The act of condescending; a manner of behaving in an outwardly polite way that nevertheless implies superiority to another; patronizing courtesy toward inferiors.
Her condescension was clear when she spoke slowly to the new employee as if he couldn't understand simple instructions.
وقتی که او به آرامی با کارمند جدید صحبت میکرد انگار که نمیتواند دستورالعملهای ساده را بفهمد، رفتار برتریآمیز او کاملاً مشخص بود.
مترادفها: condescendence
رفتار تحقیرآمیز، نگرش برتریجویانه
A patronizing attitude or behavior.
Her condescension was evident when she spoke slowly as if everyone else was a child.
افاده او زمانی آشکار بود که آرام صحبت میکرد انگار همه بچه هستند.
خوشرفتاری و نزاکت از سوی فرد برتر نسبت به زیردست
Courtesy, affability of a superior towards an inferior.
The king's condescension toward the petitioners was unmistakably gracious, and they bowed in reply.
خوشرفتاری شاه نسبت به درخواستکنندگان به وضوح باوقار بود و آنان در پاسخ تعظیم کردند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه condescension را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.