دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی competent به فارسی
کارآمد، ماهر، با کفایت، لایق
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin competens, present participle of competere, meaning to coincide or be capable.
صفت
- صفت تفضیلی
- more competent
- صفت عالی
- most competent
کارآمد، ماهر، با کفایت، لایق
Having sufficient skill, knowledge, ability, or qualifications.
He is a competent skier and an expert snowboarder.
او یک اسکیباز کارآمد و یک اسنوبردسوار حرفهای است.
متضادها: incompetent
دارای صلاحیت قانونی، مجاز
Having jurisdiction or authority over a particular issue or question.
The competent court shall be the Springfield Circuit Court.
دادگاه صالح، دادگاه ناحیه اسپرینگفیلد خواهد بود.
کافی، بسنده
Adequate for the purpose.
She has a competent knowledge of English literature.
او اطلاعات کافی درباره ادبیات انگلیسی دارد.
عملکردی درست، کارآمد
Functionally in order; functioning adequately.
The patient has a competent immune system.
بیمار سیستم ایمنی کارآمدی دارد.
نفوذپذیر به DNA خارجی
Permeable to foreign DNA.
Competent cells are used in genetic engineering.
سلولهای نفوذپذیر در مهندسی ژنتیک استفاده میشوند.
مقاوم در برابر تغییر شکل یا جریان
Resistant to deformation or flow.
Competent rock layers form cliffs.
لایههای سنگی مقاوم صخرهها را تشکیل میدهند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه competent را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.