دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی competitive به فارسی

رقابتی، مسابقه‌ای، هماوردی

بریتانیایی: /kəmˈpet.ɪ.tɪv/ آمریکایی: /kəmˈpet̬.ə.t̬ɪv/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin competītus + -ive.

صفت

صفت تفضیلی
more competitive
صفت عالی
most competitive
۱.

رقابتی، مسابقه‌ای، هماوردی

Of or pertaining to competition.

competitive sports

ورزش‌های رقابتی

متضادها: cooperative، anticompetitive

۲.

اهل رقابت، هماوردگر، کوشش‌گرای

Inclined to compete.

a competitive person

آدم رقابت‌جو

۳.

توان رقابت داشتن، رقابت‌پذیر

اقتصاد

Capable of competing successfully.

The company remains competitive in the global market.

شرکت در بازار جهانی همچنان رقابت‌پذیر باقی می‌ماند.

۴.

رقابتی (در مهار اثر یک ماده شیمیایی توسط ماده دیگر)

بیوشیمی

Relating to the inhibition of the effects of a chemical substance by another substance competing with it for binding or bonding.

a competitive antagonist

آنتاگونیست رقابتی

۵.

ارزان، مقرون به صرفه

خوش‌بیانانه

Cheap, especially used of quality products.

competitive prices

قیمت‌های نازل

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه competitive را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.