دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی competitive به فارسی
رقابتی، مسابقهای، هماوردی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin competītus + -ive.
صفت
- صفت تفضیلی
- more competitive
- صفت عالی
- most competitive
رقابتی، مسابقهای، هماوردی
Of or pertaining to competition.
competitive sports
ورزشهای رقابتی
متضادها: cooperative، anticompetitive
اهل رقابت، هماوردگر، کوششگرای
Inclined to compete.
a competitive person
آدم رقابتجو
توان رقابت داشتن، رقابتپذیر
Capable of competing successfully.
The company remains competitive in the global market.
شرکت در بازار جهانی همچنان رقابتپذیر باقی میماند.
رقابتی (در مهار اثر یک ماده شیمیایی توسط ماده دیگر)
Relating to the inhibition of the effects of a chemical substance by another substance competing with it for binding or bonding.
a competitive antagonist
آنتاگونیست رقابتی
ارزان، مقرون به صرفه
Cheap, especially used of quality products.
competitive prices
قیمتهای نازل
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه competitive را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.