دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی cohort به فارسی
گروهی از مردم که از یک چیز یا شخص حمایت میکنند
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin cohors (stem cohort-), via Old French cohorte.
اسم
- جمع
- cohorts
گروهی از مردم که از یک چیز یا شخص حمایت میکنند
A group of people supporting the same thing or person.
the mayor and his cohorts
شهردار و دار و دستهاش
گروه همگن (در آمارگیری)، دستهای از مردم با ویژگی مشترک
A demographic grouping of people, especially those in a defined age group or having a common characteristic.
The study focused on a cohort of people born in the 1990s.
این مطالعه بر روی گروهی از افراد متولد دهه ۱۹۹۰ متمرکز بود.
یگان نظامی سیصد تا ششصد نفری (در روم باستان)
Any division of a Roman legion, normally of about 500 or 600 men.
A cohort of Roman soldiers stood in tight formation as the general inspected them before dawn.
یک cohort از سربازان رومى در صفهای منظم ایستاده بودند در حالی که ژنرال آنان را پیش از سپیدهدم بازرسی میکرد.
کلهای مرتبط: legion
اجزای مرتبط: maniple، century
همدست، شریک جرم
An accomplice; abettor; associate.
The detective discovered that the thief had a cohort helping him with the robbery.
کارآگاه کشف کرد که دزد یک شریک جرم داشت که در سرقت به او کمک میکرد.
یک دسته سرباز، یگان (نظامی)
Any band or body of warriors.
The commander gave orders to his cohort to prepare for the march.
فرمانده به یگان خود دستور داد تا برای راهپیمایی آماده شوند.
دستهای از راستههای موجودات زنده (در ردهبندی)
A natural group of orders of organisms, less comprehensive than a class.
This cohort includes several related plant orders.
این دسته شامل چندین راسته گیاهی مرتبط است.
همکار، همپایه
A colleague.
She is a cohort of mine in the research department.
او همکار من در بخش تحقیقات است.
گروه (از دانشجویان یا شرکتکنندگان در یک برنامه)
A set of individuals in a program, especially when compared to previous sets of individuals within the same program.
The students in my cohort for organic chemistry this year are not up to snuff.
دانشجویان گروه من در شیمی آلی امسال خوب نیستند.
فعل
- سومشخص مفرد
- cohorts
- وجه وصفی حال
- cohorting
- گذشته ساده
- cohorted
- اسم مفعول
- cohorted
با یک گروه همکاری یا همدستی کردن
To associate with such a group.
They cohort together on various projects.
آنها در پروژههای مختلف با هم همکاری میکنند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه cohort را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.