دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی collaborate به فارسی
همکاری کردن، تشریک مساعی کردن، همداستان شدن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
Back-formation from collaborator, from French collaborateur or Late Latin collabōrāre.
فعل
- سومشخص مفرد
- collaborates
- وجه وصفی حال
- collaborating
- گذشته ساده
- collaborated
- اسم مفعول
- collaborated
همکاری کردن، تشریک مساعی کردن، همداستان شدن
To work together with others to achieve a common goal.
Let's collaborate on this project, and get it finished faster.
بیایید در این پروژه همکاری کنیم و آن را زودتر تمام کنیم.
مترادفها: liaise
با دشمن همدستی کردن (به ویژه هنگام اشغال کشور)، به سود دشمن کار کردن
To voluntarily cooperate treasonably, as with an enemy occupation force in one's country.
If you collaborate with the occupying forces, you will be shot.
اگر با نیروهای اشغالی همدستی کنی، تیرباران خواهی شد.
اصطلاحها و عبارتها
collaboration
همکاری، تشریک مساعی
The act of working together to achieve a common goal.
Without collaboration this task will not be fulfilled.
بدون همکاری این کار انجامپذیر نیست.
همدستی با دشمن
Treasonous cooperation with an enemy.
collaborative
گروهی، وابسته به همکاری، مشترک
Involving or done by several people working together.
collaborator
همکار
A person who works jointly on an activity or project.
همدست دشمن، خبر رسان (به دشمن)
A person who cooperates treasonably with an enemy.
عبارتهای مرتبط
- collaborator
- همکار
- collaborator
- همدست دشمن، خبر رسان (به دشمن)
- collaboration
- همکاری، تشریک مساعی
- collaboration
- همدستی با دشمن
- collaborative
- گروهی، وابسته به همکاری، مشترک
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه collaborate را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.