دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی cohesive به فارسی

همچسب، منسجم، پیوستگر، چسبنده

بریتانیایی: /kəʊˈhiː.sɪv/ آمریکایی: /koʊˈhiː.sɪv/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: cohæsive obsolete، rare

ریشه‌شناسی

From Latin cohaesus, past participle of cohaereō, + -ive.

صفت

صفت تفضیلی
more cohesive
صفت عالی
most cohesive
۱.

همچسب، منسجم، پیوستگر، چسبنده

Having cohesion.

This group has lost its cohesiveness.

این گروه همبستگی خود را از دست داده است.

۲.

منطقی و مستدل، سامانمند، همساز، سازوار

Of speech, reasoning, etc.: logically connected and well-organized.

The essay was cohesive and well-organized, making it easy to follow the author's arguments.

این انشا منطقی و سامانمند بود و دنبال کردن استدلال‌های نویسنده را آسان کرده بود.

اسم

جمع
cohesives
۳.

ماده‌ای که چسبندگی ایجاد می‌کند

A substance that provides cohesion.

The adhesive acts as a cohesive.

چسب به عنوان یک ماده‌ی چسبنده عمل می‌کند.

۴.

ابزاری برای ایجاد انسجام در متن

زبان‌شناسی

A device used to establish cohesion within a text.

Pronouns and conjunctions are common cohesives.

ضمایر و حروف ربط از ابزارهای رایج انسجام‌بخشی هستند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه cohesive را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.