دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی cohesion به فارسی
انسجام، پیوستگی، همبستگی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: cohæsion archaic
ریشهشناسی
From French cohésion, from Latin cohaesiō, cohaesiōnem.
اسم
- جمع
- cohesions
- شمارشپذیری
- usually uncountable
انسجام، پیوستگی، همبستگی
State of cohering, or of working together.
Unit cohesion is important in the military.
انسجام واحد در ارتش مهم است.
متضادها: adhesion
نیروی چسبندگی بین مولکولها، همچسبی
Various intermolecular forces that hold solids and liquids together.
The cohesion between water molecules allows them to stick together.
چسبندگی بین مولکولهای آب به آنها اجازه میدهد که به هم بچسبند.
همرشدی، پیوستگی اندامهای گیاهی
Growing together of normally distinct parts of a plant.
Cohesion of petals is common in some flowers.
همرشدی گلبرگها در برخی گلها رایج است.
همبستگی، میزان ارتباط عناصر مرتبط در یک سیستم
Degree to which functionally related elements in a system belong together.
High cohesion is a desirable property in software design.
همبستگی بالا یک ویژگی مطلوب در طراحی نرمافزار است.
واژههای همرده: coupling
انسجام متنی، پیوستگی دستوری یا واژگانی بین بخشهای مختلف یک متن
Grammatical or lexical relationship between different parts of the same text.
Cohesion in a paragraph is achieved through linking words.
همخوانی در یک پاراگراف از طریق واژههای ربطی حاصل میشود.
واژههای همرده: coherence
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه cohesion را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.