دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی clincher به فارسی

نکته یا استدلال قاطع، عامل تعیین‌کننده

بریتانیایی: /ˈklɪn.tʃər/ آمریکایی: /ˈklɪn.tʃɚ/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From clinch + -er.

اسم

جمع
clinchers
۱.

نکته یا استدلال قاطع، عامل تعیین‌کننده

That which clinches; that which makes something final or firm; a decisive factor.

The clincher was that we couldn't wait any longer to leave, or it would get dark.

نکته قاطع این بود که دیگر نمی‌توانستیم برای رفتن صبر کنیم، وگرنه هوا تاریک می‌شد.

۲.

لاستیک کلینچر، تایری با لبه‌ای برای اتصال به رینگ چرخ

دوچرخه‌سواری

A tyre with a bead around the edge to attach to the rim of the wheel when inflated.

He replaced the old tyre with a new clincher.

او لاستیک قدیمی را با یک کلینچر جدید عوض کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه clincher را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.