دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی classification به فارسی
ردهبندی، طبقهبندی، درجهبندی، دستهسازی، روش تنظیم و دستهدستهسازی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
Borrowed from French classification.
اسم
- جمع
- classifications
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
ردهبندی، طبقهبندی، درجهبندی، دستهسازی، روش تنظیم و دستهدستهسازی
The act of forming into a class or classes; a distribution into groups according to some common relations or attributes.
Various methods of classification are used in biology.
روشهای مختلف طبقهبندی در زیستشناسی استفاده میشود.
طبقهبندی موجودات زنده به گروههای سیستماتیک مانند رده، راسته، خانواده و غیره
The systematic grouping of living organisms into categories such as classes, orders, families, etc.
The classification of living organisms helps scientists understand their relationships.
طبقهبندی موجودات زنده به دانشمندان کمک میکند تا روابط آنها را درک کنند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه classification را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.