دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی circumvent به فارسی
دور زدن، احتراز کردن، از چیزی سرپیچی کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: circumvene
ریشهشناسی
From Latin circumveniō.
فعل
- سومشخص مفرد
- circumvents
- وجه وصفی حال
- circumventing
- گذشته ساده
- circumvented
- اسم مفعول
- circumvented
دور زدن، احتراز کردن، از چیزی سرپیچی کردن
To avoid or get around something; to bypass.
The company found a way to circumvent the new regulations.
شرکت راهی پیدا کرد تا مقررات جدید را دور بزند.
مترادفها: bypass، evade
محاصره کردن، احاطه کردن، فراگرفتن
To surround or besiege.
Circumvented by the enemy, he had to yield.
چون توسط دشمن محاصره شده بود مجبور به تسلیم شد.
فریب دادن، گول زدن، از هوش بردن
To outwit or outsmart.
We know our enemies' plans and will try to circumvent them.
نقشههای دشمنان خود را میدانیم و سعی خواهیم کرد آنها را خنثی کنیم.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه circumvent را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.