دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی circumvent به فارسی

دور زدن، احتراز کردن، از چیزی سرپیچی کردن

بریتانیایی: /ˌsɜː.kəmˈvent/ آمریکایی: /ˌsɝː.kəmˈvent/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: circumvene

ریشه‌شناسی

From Latin circumveniō.

فعل

سوم‌شخص مفرد
circumvents
وجه وصفی حال
circumventing
گذشته ساده
circumvented
اسم مفعول
circumvented
۱.

دور زدن، احتراز کردن، از چیزی سرپیچی کردن

گذرا

To avoid or get around something; to bypass.

The company found a way to circumvent the new regulations.

شرکت راهی پیدا کرد تا مقررات جدید را دور بزند.

مترادف‌ها: bypass، evade

۲.

محاصره کردن، احاطه کردن، فراگرفتن

گذرا

To surround or besiege.

Circumvented by the enemy, he had to yield.

چون توسط دشمن محاصره شده بود مجبور به تسلیم شد.

۳.

فریب دادن، گول زدن، از هوش بردن

گذرا

To outwit or outsmart.

We know our enemies' plans and will try to circumvent them.

نقشه‌های دشمنان خود را می‌دانیم و سعی خواهیم کرد آنها را خنثی کنیم.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه circumvent را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.