دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی chronological به فارسی

وابسته به زمان، زمانی، سنی

بریتانیایی: /ˌkrɒn.əˈlɒdʒ.ɪ.kəl/ آمریکایی: /ˌkrɒn.əˈlɑː.dʒɪ.kəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From chrono- + logical or chronology + ical.

صفت

صفت تفضیلی
more chronological
صفت عالی
most chronological
۱.

وابسته به زمان، زمانی، سنی

Relating to time, or units of time.

He is 67 in chronological age, but has the mind and body of someone 55.

سن تقویمی او ۶۷ سال است، اما ذهن و بدن کسی را دارد که ۵۵ ساله است.

۲.

به ترتیب زمان، ترتیب زمانی

In order of time from the earliest to the latest.

The live report lists all the events in chronological order.

گزارش زنده همه رویدادها را به ترتیب زمانی فهرست می‌کند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه chronological را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.