دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی churn به فارسی
کرهگیر، دستگاهی برای کره گرفتن از شیر
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old English ċyrn, from Proto-Germanic *kirnijǭ.
اسم
- جمع
- churns
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
کرهگیر، دستگاهی برای کره گرفتن از شیر
A vessel used for churning, especially for producing butter.
The farmer used a churn to make butter from the milk.
کشاورز از یک کرهگیر برای تهیه کره از شیر استفاده کرد.
ظرف حمل شیر
A container for transporting milk.
The milkman collected the churns every morning.
شیرفروش هر صبح ظرفهای شیر را جمع میکرد.
ریزش مشتری، نرخ ترک مشتری
Customer attrition; the rate at which customers leave a company.
The company is trying to reduce churn.
شرکت در تلاش است ریزش مشتری را کاهش دهد.
زمان تغییر ارائهدهنده خدمات
The time when a consumer switches service provider.
Churn is high in the mobile phone market.
تغییر اپراتور در بازار تلفن همراه زیاد است.
فعالیت چرخهای بینتیجه
Cyclic activity that achieves nothing.
The project was just churn with no progress.
پروژه فقط فعالیت بینتیجه بود بدون پیشرفت.
آخرین خوشه بریدهشده در برداشت محصول
The last grain cut at harvest; kern.
At dusk the reapers brought in the churn, the last grain cut at harvest, and the village cheered.
در غروب، کارگران برداشت churn را به درون آوردند، آخرین دانهٔ بریدهشده در برداشت، و روستا به شادی پرداخت.
فعل
- سومشخص مفرد
- churns
- وجه وصفی حال
- churning
- گذشته ساده
- churned
- اسم مفعول
- churned
کره گرفتن، زدن (شیر یا دوغ)، همزدن
To agitate rapidly and repetitively, or to stir with a rowing or rocking motion; generally applies to liquids, notably cream.
Now the cream is churned to make butter.
حالا خامه را میزنند تا کره درست شود.
فعالیت بیثمر ایجاد کردن
To produce excessive and sometimes undesirable or unproductive activity or motion.
The bureaucracy churned out paperwork.
بروکراسی کاغذبازی بینتیجه تولید میکرد.
تکان خوردن، زیر و رو شدن، موج زدن
To move rapidly and repetitively with a rocking motion; to tumble, mix or shake.
I was so nervous that my stomach was churning.
آنقدر عصبی بودم که دلم زیر و رو میشد.
ترک کردن (محصول یا خدمات یک شرکت)
To stop using a company's product or service.
Customers churn when they find a better deal.
مشتریان وقتی پیشنهاد بهتری پیدا کنند، ترک میکنند.
لغو و رزرو مجدد بلیط برای تمدید محدودیتهای زمانی
To repeatedly cancel and rebook a reservation in order to refresh ticket time limits or other fare rule restrictions.
He churned his ticket to extend the travel window.
او بلیط خود را لغو و دوباره رزرو کرد تا پنجره سفر را تمدید کند.
ثبتنام مداوم برای کارتهای اعتباری جدید برای دریافت پاداش
To continually sign up for new credit cards in order to earn signup bonuses, airline miles, and other benefits.
She churns credit cards for the signup bonuses.
او برای پاداش ثبتنام، مدام کارت اعتباری جدید میگیرد.
انجام معاملات صوری برای نمایش فعالیت بیشتر بازار
To carry out wash sales in order to make the market appear more active than it really is.
The broker was accused of churning his clients' accounts to earn more commission.
دلال متهم شد که برای کسب کمیسیون بیشتر، حسابهای مشتریان خود را به طور مکرر معامله میکرد.
اصطلاحها و عبارتها
churn out
(با کمی تداعی منفی) با سرعت و به مقدار زیاد تولید کردن
To produce something in large quantities, often with a negative connotation of speed and lack of quality.
factories churned out millions of jeeps
کارخانهها میلیونها جیپ بیرون دادند.
churn up
هراسناک یا دلواپس یا عصبانی کردن
To cause someone to feel upset, anxious, or angry.
something seemed to be churning up inside her
گویی چیزی درون او را عذاب میداد.
my stomach churns
دلم زیر و رو میشود، حالم به هم میخورد
Used to express a feeling of nausea or strong emotional distress.
every time I think of the accident my stomach churns
هر وقت فکر آن حادثه را میکنم دلم زیر و رو میشود.
عبارتهای مرتبط
- churn up
- هراسناک یا دلواپس یا عصبانی کردن
- churn out
- (با کمی تداعی منفی) با سرعت و به مقدار زیاد تولید کردن
- my stomach churns
- دلم زیر و رو میشود، حالم به هم میخورد
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه churn را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.