دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی chokehold به فارسی
یک قلاب یا گرفتن دور گردن که جریان هوا به مغز را قطع میکند.
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: choke hold ؛ choke-hold
ریشهشناسی
From choke + hold.
اسم
- جمع
- chokeholds
یک قلاب یا گرفتن دور گردن که جریان هوا به مغز را قطع میکند.
A grappling hold around the neck that cuts off the flow of air to the brain.
He put his opponent in a chokehold.
او حریف خود را در یک قلاب خفهکننده گرفت.
چنگال محکم و قدرتمند بر چیزی.
A strong and powerful grasp on something.
Your country has a chokehold on our economy.
کشور شما چنگال محکمی بر اقتصاد ما دارد.
فعل
- سومشخص مفرد
- chokeholds
- وجه وصفی حال
- chokeholding
- گذشته ساده
- chokeheld
- اسم مفعول
- chokeheld
در قلاب خفهکننده گرفتن.
To put in a chokehold.
The wrestler chokeheld his opponent.
کشتیگیر حریف خود را در قلاب خفهکننده گرفت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه chokehold را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.