دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی chemistry به فارسی
علم شیمی، شیمی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: chymistry historical
Historical note: formerly spelled chymistry or chimistry.
ریشهشناسی
From chemist + -ry, from Latin alchimista, from Arabic al-kīmiyāʔ, from Ancient Greek khumeia.
اسم
- جمع
- chemistries
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
علم شیمی، شیمی
The branch of natural science that deals with the composition and properties of substances and their reactions.
She studied chemistry at university.
او در دانشگاه شیمی خواند.
اجزای مرتبط: See Thesaurus:chemistry
کاربرد نظریه و روش شیمیایی در یک ماده خاص
An application of chemical theory and method to a particular substance.
The chemistry of water makes it a universal solvent.
خواص شیمیایی آب باعث میشود که یک حلال جهانی باشد.
خواص و واکنشهای شیمیایی یک موجود زنده، محیط و غیره
The chemical properties and reactions of a particular organism, environment, etc.
The chemistry of baking involves mixing ingredients and applying heat.
شیمی پخت شامل مخلوط کردن مواد و اعمال گرما است.
جاذبهی عاطفی یا جنسی متقابل، رابطه
The mutual attraction between two people; rapport.
The on-screen chemistry between the lead actors was undeniable.
جاذبهی آن دو نسبت به یکدیگر قوی بود.
آزمایش خون برای اندازهگیری اجزای سرم
A blood test to measure components of the serum.
Diagnosis is confirmed by chemistries.
تشخیص با آزمایشهای خون تأیید میشود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه chemistry را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.