دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی chemical به فارسی
شیمیایی، وابسته به شیمی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From chemic (alchemy) + -al.
صفت
شیمیایی، وابسته به شیمی
Of or relating to chemistry.
The chemical properties of iron are well known.
خواص شیمیایی آهن به خوبی شناخته شده است.
مصنوعی، شیمیایی (غیرطبیعی)
Of or relating to a material or process not commonly found in nature.
Chemical fertilizers are widely used in agriculture.
کودهای شیمیایی به طور گسترده در کشاورزی استفاده میشوند.
کیمیاگری، وابسته به کیمیا
Of or relating to alchemy.
In the medieval tract, the chemical arts were praised as the noble study of nature.
در رسالهٔ قرون وسطایی، هنرهای کیمیاگری به عنوان مطالعهٔ شریفِ طبیعت ستوده میشود.
اسم
- جمع
- chemicals
مادهی شیمیایی، عنصر یا ترکیب شیمیایی
Any specific chemical element, compound, or alloy.
Hydrogen and sulfur are both chemicals.
هیدروژن و گوگرد هر دو مواد شیمیایی هستند.
مادهی شیمیایی مصنوعی
An artificial chemical compound.
I color my hair with henna, not chemicals.
من موهایم را با حنا رنگ میکنم، نه مواد شیمیایی.
مادهی مخدر
An addictive drug.
He was caught with a bottle of chemicals in his car.
او با یک بطری مواد مخدر در ماشینش دستگیر شد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه chemical را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.