دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی cheat به فارسی
تقلب کردن، نادرستی کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
ریشهشناسی
From Middle English acheten, variant of escheten, from Old French escheoiter.
فعل
- سومشخص مفرد
- cheats
- وجه وصفی حال
- cheating
- گذشته ساده
- cheated
- اسم مفعول
- cheated
تقلب کردن، نادرستی کردن
To violate rules in order to gain an advantage.
My brother flunked biology because he cheated on his mid-term.
برادرم در زیستشناسی رد شد چون در امتحان میانترم تقلب کرد.
مترادفها: break the rules
خیانت کردن به همسر یا معشوقه
To be unfaithful to one's spouse or partner.
My husband cheated on me with his secretary.
شوهرم با منشیاش به من خیانت کرد.
مترادفها: step out on
از چیزی اجتناب کردن، فرار کردن
To avoid a seemingly inevitable thing.
He cheated death when his car collided with a moving train.
وقتی ماشینش با قطار برخورد کرد، از مرگ فرار کرد.
فریب دادن، گول زدن، کلاهبرداری کردن
To deceive; to fool; to trick.
My ex-wife cheated me out of $40,000.
زن سابقم چهل هزار دلار از من کلاهبرداری کرد.
مترادفها: belirt، blench، lirt
از محدودیتهای خودسرانه چشمپوشی کردن و به خود استراحت یا لذت دادن
To disregard self-imposed restrictions in favour of resting or indulging oneself.
I cheated on my diet and had a piece of cake.
در رژیمم تقلب کردم و یک تکه کیک خوردم.
اصطلاحها و عبارتها
cheat death
از مرگ فرار کردن، سر ملکالموت کلاه گذاشتن
To avoid death in a seemingly impossible situation.
He cheated death when the car missed him by inches.
وقتی ماشین با چند سانتیمتر از او رد شد، از مرگ فرار کرد.
cheat of
محروم کردن از، (در اثر جهل یا اشتباه) از دست دادن
To deprive someone of something, often by deceit or error.
using the wrong word cheated him of his legacy
استفاده از واژهی غلط، او را از ارث محروم کرد.
feel cheated
احساس محرومیت یا مغبون شدگی کردن
To feel that one has been treated unfairly or deprived of something deserved.
After paying full price for a broken item, I felt cheated.
بعد از پرداخت قیمت کامل برای یک کالای خراب، احساس مغبون شدگی کردم.
مدخل ۲
ریشهشناسی
From Middle English chete, aphetic form of eschete, from Old French eschet.
اسم
- جمع
- cheats
- شمارشپذیری
- countable
فریب، کلاهبرداری، تقلب
An act of deception or fraud.
It would be a cheat to sell what I don't own.
نادرستی است اگر چیزی را که ندارم بفروشم.
مترادفها: fraud، trick، imposition، imposture
آدم متقلب، کلاهبردار، گولزن
Someone who cheats.
He is a big cheat.
او آدم متقلبی است.
مترادفها: cheater
گیاه علفهرز چیس (Bromus secalinus)
The weed cheatgrass.
The field was overgrown with cheat.
مزرعه پر از گیاه چیس شده بود.
بازی ورق دروغگویی (Cheat)
A card game where the goal is to have no cards remaining, often by lying.
We played cheat all night.
تمام شب بازی دروغگویی کردیم.
مترادفها: bullshit، BS، I doubt it
کد تقلب، راه مخفی برای کسب برتری ناعادلانه
A hidden means of gaining an unfair advantage in a video game.
He entered a cheat code to get infinite lives.
او یک کد تقلب وارد کرد تا جانهای نامحدود بگیرد.
اصطلاحها و عبارتها
cheater
متقلب، گولزن، نادرست، آسمند
A person who cheats; a fraud or deceiver.
He was called a cheater after he was caught copying answers.
بعد از اینکه در حال کپی کردن جوابها گرفتار شد، او را متقلب خطاب کردند.
مدخل ۳
ریشهشناسی
From Middle English chet, of unknown origin.
اسم
- شمارشپذیری
- uncountable
نان بیکیفیت
A sort of low-quality bread.
In the winter, the village ate a loaf of cheat, a coarse, low-quality bread.
در زمستان، روستا نان cheat بیکیفیت و زمختی میخورد.
عبارتهای مرتبط
- cheater
- متقلب، گولزن، نادرست، آسمند
- cheat of
- محروم کردن از، (در اثر جهل یا اشتباه) از دست دادن
- cheat death
- از مرگ فرار کردن، سر ملکالموت کلاه گذاشتن
- feel cheated
- احساس محرومیت یا مغبون شدگی کردن
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه cheat را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.