دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی cheat به فارسی

تقلب کردن، نادرستی کردن

بریتانیایی: /tʃiːt/ آمریکایی: /tʃiːt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

مدخل ۱

ریشه‌شناسی

From Middle English acheten, variant of escheten, from Old French escheoiter.

فعل

سوم‌شخص مفرد
cheats
وجه وصفی حال
cheating
گذشته ساده
cheated
اسم مفعول
cheated
۱.

تقلب کردن، نادرستی کردن

ناگذرا

To violate rules in order to gain an advantage.

My brother flunked biology because he cheated on his mid-term.

برادرم در زیست‌شناسی رد شد چون در امتحان میان‌ترم تقلب کرد.

مترادف‌ها: break the rules

۲.

خیانت کردن به همسر یا معشوقه

ناگذرا

To be unfaithful to one's spouse or partner.

My husband cheated on me with his secretary.

شوهرم با منشی‌اش به من خیانت کرد.

مترادف‌ها: step out on

۳.

از چیزی اجتناب کردن، فرار کردن

گذرا

To avoid a seemingly inevitable thing.

He cheated death when his car collided with a moving train.

وقتی ماشینش با قطار برخورد کرد، از مرگ فرار کرد.

۴.

فریب دادن، گول زدن، کلاهبرداری کردن

گذرا

To deceive; to fool; to trick.

My ex-wife cheated me out of $40,000.

زن سابقم چهل هزار دلار از من کلاهبرداری کرد.

مترادف‌ها: belirt، blench، lirt

۵.

از محدودیت‌های خودسرانه چشم‌پوشی کردن و به خود استراحت یا لذت دادن

ناگذراخودمانی

To disregard self-imposed restrictions in favour of resting or indulging oneself.

I cheated on my diet and had a piece of cake.

در رژیمم تقلب کردم و یک تکه کیک خوردم.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

cheat death

۶.

از مرگ فرار کردن، سر ملک‌الموت کلاه گذاشتن

To avoid death in a seemingly impossible situation.

He cheated death when the car missed him by inches.

وقتی ماشین با چند سانتی‌متر از او رد شد، از مرگ فرار کرد.

cheat of

۷.

محروم کردن از، (در اثر جهل یا اشتباه) از دست دادن

To deprive someone of something, often by deceit or error.

using the wrong word cheated him of his legacy

استفاده از واژه‌ی غلط، او را از ارث محروم کرد.

feel cheated

۸.

احساس محرومیت یا مغبون شدگی کردن

To feel that one has been treated unfairly or deprived of something deserved.

After paying full price for a broken item, I felt cheated.

بعد از پرداخت قیمت کامل برای یک کالای خراب، احساس مغبون شدگی کردم.

مدخل ۲

ریشه‌شناسی

From Middle English chete, aphetic form of eschete, from Old French eschet.

اسم

جمع
cheats
شمارش‌پذیری
countable
۹.

فریب، کلاهبرداری، تقلب

An act of deception or fraud.

It would be a cheat to sell what I don't own.

نادرستی است اگر چیزی را که ندارم بفروشم.

مترادف‌ها: fraud، trick، imposition، imposture

۱۰.

آدم متقلب، کلاهبردار، گول‌زن

Someone who cheats.

He is a big cheat.

او آدم متقلبی است.

مترادف‌ها: cheater

۱۱.

گیاه علف‌هرز چیس (Bromus secalinus)

گیاه‌شناسی

The weed cheatgrass.

The field was overgrown with cheat.

مزرعه پر از گیاه چیس شده بود.

۱۲.

بازی ورق دروغ‌گویی (Cheat)

بازی‌های ورق

A card game where the goal is to have no cards remaining, often by lying.

We played cheat all night.

تمام شب بازی دروغ‌گویی کردیم.

مترادف‌ها: bullshit، BS، I doubt it

۱۳.

کد تقلب، راه مخفی برای کسب برتری ناعادلانه

بازی‌های ویدئویی

A hidden means of gaining an unfair advantage in a video game.

He entered a cheat code to get infinite lives.

او یک کد تقلب وارد کرد تا جان‌های نامحدود بگیرد.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

cheater

۱۴.

متقلب، گولزن، نادرست، آسمند

A person who cheats; a fraud or deceiver.

He was called a cheater after he was caught copying answers.

بعد از اینکه در حال کپی کردن جواب‌ها گرفتار شد، او را متقلب خطاب کردند.

مدخل ۳

ریشه‌شناسی

From Middle English chet, of unknown origin.

اسم

شمارش‌پذیری
uncountable
۱۵.

نان بی‌کیفیت

منسوخ

A sort of low-quality bread.

In the winter, the village ate a loaf of cheat, a coarse, low-quality bread.

در زمستان، روستا نان cheat بی‌کیفیت و زمختی می‌خورد.

عبارت‌های مرتبط

cheater
متقلب، گولزن، نادرست، آسمند
cheat of
محروم کردن از، (در اثر جهل یا اشتباه) از دست دادن
cheat death
از مرگ فرار کردن، سر ملک‌الموت کلاه گذاشتن
feel cheated
احساس محرومیت یا مغبون شدگی کردن

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه cheat را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.