دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی centralisation به فارسی
تمرکز، متمرکزسازی
بریتانیایی: /ˌsɛntrəlaɪˈzeɪʃən/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French centralisation, or centralise + -ation.
اسم
- جمع
- centralisations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
۱.
تمرکز، متمرکزسازی
بریتانیایی
Non-Oxford British English standard spelling of centralization.
The centralisation of power led to protests.
تمرکز قدرت به اعتراضات منجر شد.
متضادها: decentralisation
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه centralisation را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.