دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی capstone به فارسی
سنگ سرطاق، سنگ بالای دیوار یا ساختمان، سرسنگ
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: capestane archaic؛ copestone archaic
ریشهشناسی
From Middle English capston; equivalent to cap + stone.
اسم
- جمع
- capstones
سنگ سرطاق، سنگ بالای دیوار یا ساختمان، سرسنگ
Any of the stones making up the top layer of a wall; a coping stone.
The workers carefully placed the capstone at the top of the arch to complete the structure.
کارگران با دقت سنگ سرطاق را در بالای قوس قرار دادند تا سازه را تکمیل کنند.
دستاورد نهایی، نقطه اوج یا پایانبخش
A crowning achievement, culmination or finishing touch.
The capstone of her career was winning the Nobel Prize.
نقطه اوج حرفه او برنده شدن جایزه نوبل بود.
فعل
- سومشخص مفرد
- capstones
- وجه وصفی حال
- capstoning
- گذشته ساده
- capstoned
- اسم مفعول
- capstoned
به عنوان دستاورد نهایی تکمیل کردن، به اوج رساندن
To complete as a crowning achievement; to top off.
The project capstoned her career.
این پروژه حرفه او را به اوج رساند.
در برنامه رهبری نظامی Capstone آموزش دیدن
To train in the Capstone Military Leadership Program.
He capstoned at Fort Leavenworth.
او در فورت لیونورث در برنامه Capstone آموزش دید.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه capstone را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.