دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی captaincy به فارسی
مقام یا درجهی کاپیتانی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From captain + -cy.
اسم
- جمع
- captaincies
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
مقام یا درجهی کاپیتانی
The rank or status of a captain.
He achieved captaincy after ten years of service.
او پس از ده سال خدمت به مقام کاپیتانی رسید.
مترادفها: captainship
حوزهی اختیارات یک کاپیتان
The jurisdiction of a captain.
The captaincy extended over several islands.
حوزهی اختیارات کاپیتان چندین جزیره را در بر میگرفت.
یک واحد اداری در امپراتوریهای استعماری پیشین اسپانیا و پرتغال
An administrative division of the former Spanish and Portuguese colonial empires.
In the early colonial era, the kingdom's land was organized into captaincy, with each region placed under a captain's oversight.
در دوران نخستین استعمار، اراضی پادشاهی به صورت کاپیتانی سازماندهی میشد و هر منطقه تحت نظارت یک کاپیتان بود.
مترادفها: capitania
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه captaincy را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.