دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی canonical به فارسی

جزو قانون (مذهبی یا غیرمذهبی)

بریتانیایی: /kəˈnɒn.ɪ.kəl/ آمریکایی: /kəˈnɑː.nɪ.kəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Medieval Latin canōnicālis, from canon.

صفت

صفت تفضیلی
more canonical
صفت عالی
most canonical
۱.

جزو قانون (مذهبی یا غیرمذهبی)

دین

Present in a canon, religious or otherwise.

The Gospel of Luke is a canonical New Testament book.

انجیل لوقا به عنوان یک کتاب اصیل و مورد قبول در عهد جدید شناخته می‌شود.

متضادها: apocryphal

۲.

رسمی، مورد قبول، متعارف

According to recognised or orthodox rules.

The men played golf in the most canonical way, with no local rules.

مردان گلف را به متعارف‌ترین شکل، بدون قوانین محلی، بازی کردند.

۳.

اصلی، بنیادین، استاندارد

Stated or used in the most basic and straightforwardly applicable manner.

The reduction of a linear substitution to its canonical form.

کاهش یک جایگزینی خطی به شکل استاندارد آن.

۴.

نمونه، شاخص

Prototypical.

This is the canonical example of a Renaissance painting.

این نمونه‌ی شاخص یک نقاشی رنسانس است.

۵.

مطابق با قوانین کلیسا

دین

In conformity with canon law.

The marriage ceremony followed the canonical rules of the church.

مراسم ازدواج طبق قوانین شرعی کلیسا انجام شد.

۶.

به صورت کانن (نوعی قطعه‌ی موسیقی)

موسیقی

In the form of a canon.

The piece is written in a canonical style.

قطعه به سبک کانن نوشته شده است.

۷.

مربوط به شورای کلیسا

دین

Of or pertaining to an ecclesiastical chapter.

The cathedral's canonical chapter meets every month.

شورای کلیسای جامع هر ماه تشکیل جلسه می‌دهد.

۸.

به شکل کانونیک

ریاضیرایانه

In canonical form.

The matrix is in canonical form.

ماتریس به شکل کانونیک است.

۹.

متمایز از میان موجودات هم‌نوع خود به گونه‌ای که بدون وابستگی به انتخاب‌های دلخواه قابل تشخیص باشد

ریاضی

Distinguished among entities of its kind, so that it can be picked out in a way that does not depend on any arbitrary choices.

The canonical basis of a vector space is unique up to isomorphism.

پایه‌ی کانونیک یک فضای برداری تا حد یکریختی یکتاست.

مترادف‌ها: natural

۱۰.

رسمی، اصلی (در دنیای داستانی)

زبان عامیانه‌ی هواداران

Related to or part of the canon of a fictional universe.

In the Star Wars expanded universe, only the films are considered canonical.

در دنیای گسترده‌ی جنگ ستارگان، فقط فیلم‌ها رسمی محسوب می‌شوند.

اسم

جمع
canonicals
۱۱.

لباس رسمی کشیش

chiefly plural

The formal robes of a priest.

The priest wore his canonicals for the ceremony.

کشیش برای مراسم لباس رسمی خود را پوشید.

۱۲.

نشانی وب به شکل استاندارد

اینترنت

A URL presented in canonical form.

Use the canonical to avoid duplicate content issues.

برای جلوگیری از مشکلات محتوای تکراری از نشانی استاندارد استفاده کنید.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه canonical را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.