دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی canon به فارسی

اصل، معیار، قاعده‌ی پذیرفته‌شده

بریتانیایی: /ˈkæn.ən/ آمریکایی: /ˈkæn.ən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

مدخل ۱

ریشه‌شناسی

From Latin canōn, from Ancient Greek κανών (kanṓn, 'measuring rod, standard').

اسم

جمع
canons
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

اصل، معیار، قاعده‌ی پذیرفته‌شده

A generally accepted principle or rule.

The trial must proceed according to the canons of law.

محاکمه باید طبق اصول حقوقی پیش برود.

۲.

آثار اصلی و معتبر یک حوزه، مجموعه‌ی آثار مرجع

A group of literary works accepted as representing a field.

The Victorian canon includes many classic novels.

آثار اصلی دوره‌ی ویکتوریا شامل بسیاری از رمان‌های کلاسیک است.

۳.

آثار اصیل یک نویسنده، کلیات

The authentic works of a writer.

It is not easy to determine Omar Khayyam's canon.

تعیین آثار واقعی عمر خیام آسان نیست.

۴.

بخش اصلی مراسم عشای ربانی (به‌ویژه در کلیسای کاتولیک)

دین

A eucharistic prayer, particularly the Roman Canon.

The priest recited the canon during Mass.

کشیش در طول مراسم عشای ربانی، بخش اصلی دعا را خواند.

۵.

قانون کلیسا، قانون شرع

دین

A religious law or body of law decreed by the church.

We must proceed according to canon law.

ما باید طبق قانون کلیسا عمل کنیم.

۶.

فهرست مقدسان کلیسای کاتولیک

کاتولیک

A catalogue of saints acknowledged and canonized in the Roman Catholic Church.

The canon of saints is an important part of Catholic tradition.

فهرست مقدسان بخش مهمی از سنت کلیسای کاتولیک است.

۷.

کانن، نوعی قطعه‌ی موسیقی که در آن یک ملودی توسط صداهای مختلف با تأخیر اجرا می‌شود

موسیقی

A piece of music in which the same melody is played by different voices starting at different times; a round.

Pachelbel's Canon has become very popular.

کانن پاخبل بسیار محبوب شده است.

۸.

محتوای رسمی و اصلی یک دنیای داستانی

زبان عامیانه‌ی هواداران

The main continuity of a fictional universe; content considered official.

A spin-off book series revealed the aliens to be originally from Earth, but it's not canon.

یک مجموعه کتاب فرعی نشان داد که بیگانگان در اصل از زمین هستند، اما این بخشی از محتوای رسمی نیست.

۹.

گوشت کمری که به صورت رول درآمده و پر شده است

آشپزی

Alternative form of cannon: a rolled and filleted loin of meat.

The chef prepared a canon of lamb for the special dinner.

آشپز برای شام ویژه یک کانن بره آماده کرد.

۱۰.

اندازه‌ای از حروف چاپی معادل ۴۸ پوینت

چاپقدیمی

A large size of type, standardized as 48-point.

The manuscript was printed in canon type for the royal edition.

متن در حروف سایز کانن برای نسخه سلطنتی چاپ شد.

۱۱.

قسمتی از زنگ که به آن آویزان می‌شود؛ گوشه یا ساقه‌ی زنگ

The part of a bell by which it is suspended; the ear or shank of a bell.

The canon of the bell was made of iron.

قسمت آویز زنگ از آهن ساخته شده بود.

مدخل ۲

ریشه‌شناسی

From Latin canonicus, via Old French canoine.

اسم

جمع
canons
شمارش‌پذیری
countable
۱۲.

کشیش کلیسای جامع یا کلیسای وابسته به دانشگاه

دین

A clergyman serving a cathedral or collegiate church.

The canon led the service at the cathedral on Sunday.

کانن مراسم را در کلیسای جامع در روز یکشنبه برگزار کرد.

۱۳.

عضو گروه روحانی کانن رگولار

کاتولیک

A canon regular, a member of a Roman Catholic religious order.

The canon preached at the church every Sunday morning.

عضو گروه روحانی هر یکشنبه صبح در کلیسا موعظه می‌کرد.

مدخل ۳

صفت

۱۴.

رسمی، متعلق به محتوای اصلی یک دنیای داستانی

زبان عامیانه‌ی هواداران

Clipping of canonical; considered official within a fictional universe.

The franchise's book spinoff is usually not considered canon.

کتاب فرعی این مجموعه معمولاً رسمی محسوب نمی‌شود.

مدخل ۴

اسم

جمع
canons
شمارش‌پذیری
countable
۱۵.

قانون (نوعی ساز موسیقی)

Alternative spelling of qanun, a musical instrument.

She played the canon beautifully.

او قانون را زیبا نواخت.

مدخل ۵

اسم

جمع
canons
شمارش‌پذیری
countable
۱۶.

توپ (سلاح)

منسوخ

Alternative spelling of cannon (weapon).

The ship fired its canons.

کشتی توپ‌های خود را شلیک کرد.

۱۷.

کانن (در بیلیارد: برخورد دو توپ)

منسوخ

Alternative spelling of cannon (a carom in billiards).

He scored a canon in the game.

او در بازی یک کانن زد.

مدخل ۶

اسم

جمع
canons
شمارش‌پذیری
countable
۱۸.

دره (املای قدیمی canyon)

منسوخ

Obsolete spelling of canyon.

They descended into the deep canon and followed the wind along the sheer walls.

آن‌ها به اعماق کانن فرود آمدند و باد را در امتداد دیواره‌های صخره‌ای دنبال کردند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه canon را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.