دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی candid به فارسی
بیطرف، بیغرض، بدون در نظر گرفتن منافع شخصی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin candidus, meaning white.
صفت
- صفت تفضیلی
- candider
- صفت عالی
- candidest
بیطرف، بیغرض، بدون در نظر گرفتن منافع شخصی
Impartial and free from prejudice.
The judge gave his candid opinions.
قاضی عقاید بیغرضانهی خود را ابراز کرد.
مترادفها: unbiased، unprejudiced
رک، صریح، بیپرده، رک و راست
Straightforward, open and sincere.
He didn't like the reception and told them so candidly.
او از پذیرایی خوشش نیامد و بدون پردهپوشی به آنها گفت.
مترادفها: frank، unreserved
طبیعی، بدون ژستگیری یا خودآرایی
Not posed or rehearsed.
A candid picture of my mother peeling potatoes.
عکس طبیعی مادرم در حال پوست کندن سیبزمینی.
درخشان؛ سفید
Bright; white.
The candid whiteness of the banners and pillars flooded the great hall as dawn broke.
سفیدی روشنِ بنرها و ستونها تالار بزرگ را در هنگام طلوع سپیدهدم فرا گرفت.
اسم
- جمع
- candids
عکس طبیعی (بدون اطلاع شخص یا بدون ژستگیری)
A spontaneous or unposed photograph.
His portraits looked stiff and formal but his candids showed life being lived.
پرترههایش خشک و رسمی به نظر میرسیدند اما عکسهای طبیعیاش زندگی را نشان میدادند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه candid را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.