دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی campaign به فارسی
یک سلسله فعالیتهای سازمانیافته به منظور خاص، پیکار، مبارزه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French campagne, from Italian campagna, from Late Latin campānia, from Latin campus.
اسم
- جمع
- campaigns
یک سلسله فعالیتهای سازمانیافته به منظور خاص، پیکار، مبارزه
A series of operations undertaken to achieve a set goal.
an election campaign
پیکار انتخاباتی
یک سلسله عملیات نظامی به منظور خاص، لشگرکشی، اردوکشی
A series of military operations undertaken to achieve a specific objective.
Nader's campaigns in India
لشگرکشیهای نادر به هندوستان
فعالیت یک بازیکن یا تیم در طول یک فصل ورزشی
A player or team's efforts during a sporting season.
The team had a successful campaign this season.
تیم در این فصل موفق بود.
مجموعهای از جلسات بازی با شخصیتهای یکسان که یک داستان پیوسته را تشکیل میدهند
A series of play sessions using the same player characters, forming a continuous narrative.
We started a new campaign in Dungeons & Dragons.
ما یک کمپین جدید در Dungeons & Dragons شروع کردیم.
دشت باز، زمین هموار بدون تپه
An open field; a large, open plain without considerable hills; a champaign.
They rode across the campaign, a broad, open plain where no hill rose to mar the view.
آنها از campaign عبور کردند، دشت پهن و همواری که هیچ تُپهای برای مخدوش کردن چشمانداز سر برنمیآورد.
فعل
- سومشخص مفرد
- campaigns
- وجه وصفی حال
- campaigning
- گذشته ساده
- campaigned
- اسم مفعول
- campaigned
مبارزه کردن، پیکار کردن، فعالیت کردن
To take part in a campaign.
She campaigned for better social security.
او برای امنیت اجتماعی بهتر مبارزه کرد.
به طور مداوم در مسابقات یک فصل شرکت کردن
Consistently ride in races for a racing season.
He campaigned the horse in several stakes races.
او اسب را در چندین مسابقه شرکت داد.
اصطلاحها و عبارتها
campaigner
پیکارگر، رزمنده، مبارز
A person who campaigns for a cause or in a military campaign.
She is a seasoned campaigner for human rights.
او یک مبارز باتجربه برای حقوق بشر است.
عبارتهای مرتبط
- campaigner
- پیکارگر، رزمنده، مبارز
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه campaign را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.