دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی bulldoze به فارسی
با بولدوزر بردن یا تسطیح کردن، با خاکبردار کندن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From bull + dose, literally 'bull-dose'.
فعل
- سومشخص مفرد
- bulldozes
- وجه وصفی حال
- bulldozing
- گذشته ساده
- bulldozed
- اسم مفعول
- bulldozed
با بولدوزر بردن یا تسطیح کردن، با خاکبردار کندن
To destroy with a bulldozer.
They plan to bulldoze the old building to make space for a new park.
آنها برنامه دارند ساختمان قدیمی را با بولدوزر ببرند تا جا برای یک پارک جدید باز شود.
با حرکت مستقیم به کسی زدن و او را نقش زمین کردن
To push someone over by heading straight over them.
He just ran across the field bulldozing everyone over.
او فقط از وسط زمین دوید و همه را نقش زمین کرد.
به زور پیش رفتن، با قدرت عبور کردن
To push through forcefully.
He bulldozed his way through the crowd.
او با زور از میان جمعیت راه خود را باز کرد.
به صورت توده درآوردن، با بولدوزر جمع کردن
To push into a heap, as a bulldozer does.
The animal had bulldozed all its bedding into a heap.
حیوان تمام بستر خود را به صورت تودهای درآورده بود.
فوراً و با شدت رد کردن (ایده)
To shoot down an idea immediately and forcefully.
That was a good suggestion, but you just bulldozed it.
پیشنهاد خوبی بود، اما تو فوراً آن را رد کردی.
زورگویی کردن، با تهدید وادار کردن، مرعوب کردن
To intimidate or coerce by intimidation or violence.
The debt collector bulldozed the debtor into signing the settlement, warning that legal action would follow.
طلبکار بدهی با تهدید، بدهکار را وادار کرد تا برای تسویه حساب توافقنامه را امضا کند و هشدار داد که اقدام قانونی دنبال خواهد شد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه bulldoze را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.