دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی brag به فارسی

لاف، قمپز، خودنمایی، بزرگ‌سازی (اعمال خود و عزیزان)، غلو

بریتانیایی: /bræɡ/ آمریکایی: /bræɡ/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle English braggen, of uncertain origin; possibly from Celtic or Old Norse.

اسم

جمع
brags
۱.

لاف، قمپز، خودنمایی، بزرگ‌سازی (اعمال خود و عزیزان)، غلو

A boast or boasting; ostentatious pretence or self-glorification.

the brag and show of that royal court

لاف و گزافی که در آن دربار سلطنتی وجود داشت

۲.

چیزی که به آن می‌نازند یا لاف می‌زنند

The thing which is boasted of.

His new car was his biggest brag.

ماشین جدیدش بزرگترین مایه لافش بود.

۳.

نوعی بازی ورق به نام سه‌کارته براگ

The card game three card brag.

They played brag all night.

تمام شب براگ بازی کردند.

فعل

سوم‌شخص مفرد
brags
وجه وصفی حال
bragging
گذشته ساده
bragged
اسم مفعول
bragged
۴.

لاف زدن، بالیدن، خودنمایی کردن، (اعمال خود یا عزیزان خود را) بزرگ جلوه دادن، لاپ آمدن، چاخان کردن، نازیدن

ناگذرا

To boast; to talk with excessive pride about what one has, is able to do, or has done.

she bragged a lot about her children's education

خیلی درباره‌ی تحصیلات فرزندانش به خود می‌نازید.

he kept bragging about his braveries during the war

دایما درباره‌ی دلاوری‌های خود در جنگ لاف می‌زد.

مترادف‌ها: boast

صفت

صفت تفضیلی
bragger
صفت عالی
braggest
۵.

عالی، درجه یک

Excellent; first-rate.

The chef prepared a brag dish that impressed everyone at the party.

آشپز یک غذای عالی درست کرد که همه را در مهمانی تحت تأثیر قرار داد.

۶.

پر حرارت، پر شور، لاف‌زن، خودنما، مغرور

قدیمی

Brisk; full of spirits; boasting; pretentious; conceited.

A brag fellow, he strode into the hall with his chin up and a gleam of vanity in his eye.

یه هم‌سفرِ لاف‌زن، با سردرنگشت بالا و درخششی از غرور در چشمش وارد تالار شد.

قید

صفت تفضیلی
more brag
صفت عالی
most brag
۷.

با افتخار، با لاف

منسوخ

Proudly; boastfully.

She spoke brag of her voyages, as if the maps themselves bore witness to her glory.

او از سفرهایش با لاف سخن می‌گفت، انگار نقشه‌ها خود گواهی بر شکوه او بودند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه brag را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.