دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی bloodbath به فارسی
کشتار بیرویه، قتلعام
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: blood bath
ریشهشناسی
From blood + bath, referring to a metaphorical deluge.
اسم
- جمع
- bloodbaths
- شمارشپذیری
- countable
کشتار بیرویه، قتلعام
Indiscriminate killing or slaughter; a massacre.
The war led to a terrible bloodbath.
جنگ به یک کشتار وحشتناک انجامید.
مترادفها: massacre، carnage
مسابقه یا رویارویی بسیار خشن و تهاجمی
An aggressive or very violent contest or confrontation.
The match turned into a bloodbath with several players injured.
مسابقه به یک رویارویی خشن تبدیل شد و چندین بازیکن مصدوم شدند.
شکست سنگین یا نتیجه غیرمنتظره و بد در بازی یا کنوانسیون سیاسی
An upset or heavy defeat, as in a game or political convention.
The election was a bloodbath for the ruling party.
انتخابات برای حزب حاکم یک شکست سنگین بود.
زیان مالی بزرگ یا اخراج گسترده در اثر شرایط بد اقتصادی
A large financial loss or massive layoff brought about by negative economic conditions.
The company's bloodbath resulted in thousands of job losses.
زیان مالی شرکت به از دست رفتن هزاران شغل انجامید.
حمام با خون گرم برای درمان یا تقویت
A bath taken in warm blood used as a restorative or medical treatment.
The old physician ordered a bloodbath for the fever, a warm bath of blood poured over the patient as a restorative, while attendants watched over him.
پزشک قدیمی برای تب، حمام خون را تجویز کرد، حمامی گرم از خون که بر بدن بیمار ریخته میشد تا به عنوان نیروبخش باشد و خدمتکاران بر او مراقبت میکردند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه bloodbath را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.