دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی bombard به فارسی
توپ قدیمی (که به جای گلوله سنگ میپراند)
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
ریشهشناسی
From Middle English bombard, from Middle French bombarde, from Latin bombus.
اسم
- جمع
- bombards
توپ قدیمی (که به جای گلوله سنگ میپراند)
A medieval primitive cannon, used chiefly in sieges for throwing heavy stone balls.
The ancient soldiers used a bombard to hurl stones at the castle walls.
سربازان باستانی از یک توپ قدیمی برای پرتاب سنگ به دیوارهای قلعه استفاده میکردند.
نوعی ساز بادی شبیه باسون در قرون وسطی
A bassoon-like medieval musical instrument.
The minstrel lifted the bombard and let its low drone fill the great hall.
نوازندهٔ دورهگرد bombard را بلند کرد و صدای ژرفِ آن تالار بزرگ را پر کرد.
ظرف چرمی بزرگ برای مشروب
A large liquor container made of leather, in the form of a jug or a bottle.
The innkeeper set down a bombard of ale beside the barrel, its leathery sides bulging with the dark draught.
صاحبمیخانه bombardِ آبجو را کنار بشکه گذاشت و دیوارههای چرمیِ آن از نوشیدنیِ تیره پُف کرده بود.
بمباران، گلوله باران
A bombardment.
The bombard of the city lasted all night.
بمباران شهر تمام شب ادامه داشت.
بمباردون (نوعی ساز بادی)
A bombardon.
The orchestra included a bombard in the brass section.
ارکستر شامل یک بمباردون در بخش بادیهای برنجی بود.
مدخل ۲
ریشهشناسی
From French bombarder, from Middle French bombarde.
فعل
- سومشخص مفرد
- bombards
- وجه وصفی حال
- bombarding
- گذشته ساده
- bombarded
- اسم مفعول
- bombarded
بمباران کردن، به توپ بستن، گلوله باران کردن
To continuously attack something with bombs, artillery shells or other missiles or projectiles.
The enemy's stronghold was bombarded for 3 hours straight.
سنگر دشمن به مدت ۳ ساعت متوالی بمباران شد.
مترادفها: bomb
با چیزی بمباران کردن، به باد انتقاد یا پرسش گرفتن
To attack something or someone by directing objects at them.
The reporters bombarded him with questions.
خبرنگاران او را سوال پیچ کردند.
با چیزی بمباران کردن، مدام فرستادن
To continuously send or direct (at someone).
I was bombarded with WhatsApp messages after appearing on the news.
بعد از ظاهر شدن در اخبار، با پیامهای واتساپ بمباران شدم.
هستههای اتمی را در معرض جریان ذرات اتمی قرار دادن، خردیزه باران کردن
To direct at a substance an intense stream of high-energy particles, usually sub-atomic or made of at most a few atoms.
Scientists bombard the atomic nuclei with particles to initiate a nuclear transformation.
دانشمندان هستههای اتمی را با ذرات بمباران میکنند تا یک تبدیل هستهای را آغاز کنند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه bombard را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.