دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی blatant به فارسی

بارز، آشکار، چشمگیر، آنچه که توی ذوق می‌زند

بریتانیایی: /ˈbleɪ.tənt/ آمریکایی: /ˈbleɪ.tənt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

Coined by Edmund Spenser in 1596, probably from Scots blaitand (bleating).

صفت

صفت تفضیلی
more blatant
صفت عالی
most blatant
۱.

بارز، آشکار، چشمگیر، آنچه که توی ذوق می‌زند

Obvious, on show; unashamed; loudly obtrusive or offensive.

a blatant disregard for human rights

زیر پا گذاری آشکار حقوق بشر

مترادف‌ها: ostentatious

متضادها: furtive

۲.

پر سر و صدا (به طور ناخوشایند)، پرقیل و قال، بلند و ناهنجار، جنجالگر

قدیمی

Bellowing; disagreeably clamorous; sounding loudly and harshly.

The blatant trumpet blew across the courtyard, its notes loud and harsh, startling the pigeons and waking the sleeping guards.

شیپور بی‌پروا و بلندِ آشکاری از سمت حیاط به صدا در آمد، نُتهاش بلند و خشن بود و کبوتران را ترساند و نگهبانان خواب‌آلود را بیدار کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه blatant را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.