دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی blatant به فارسی
بارز، آشکار، چشمگیر، آنچه که توی ذوق میزند
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
Coined by Edmund Spenser in 1596, probably from Scots blaitand (bleating).
صفت
- صفت تفضیلی
- more blatant
- صفت عالی
- most blatant
بارز، آشکار، چشمگیر، آنچه که توی ذوق میزند
Obvious, on show; unashamed; loudly obtrusive or offensive.
a blatant disregard for human rights
زیر پا گذاری آشکار حقوق بشر
مترادفها: ostentatious
متضادها: furtive
پر سر و صدا (به طور ناخوشایند)، پرقیل و قال، بلند و ناهنجار، جنجالگر
Bellowing; disagreeably clamorous; sounding loudly and harshly.
The blatant trumpet blew across the courtyard, its notes loud and harsh, startling the pigeons and waking the sleeping guards.
شیپور بیپروا و بلندِ آشکاری از سمت حیاط به صدا در آمد، نُتهاش بلند و خشن بود و کبوتران را ترساند و نگهبانان خوابآلود را بیدار کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه blatant را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.