دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی biting به فارسی

تیز، برنده، کاری، تند و تیز، گزنده

بریتانیایی: /ˈbaɪtɪŋ/ آمریکایی: /ˈbaɪtɪŋ/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

صفت

۱.

تیز، برنده، کاری، تند و تیز، گزنده

Sharp, stinging; sarcastic.

the biting edge of a sword

تیغه‌ی تیز شمشیر

biting cold

سرمای پرسوز

biting words

سخنان نیش‌دار

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه biting را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.