دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی bankruptcy به فارسی
ورشکستگی، افلاس
بریتانیایی: /ˈbæŋ.krəpt.si/ آمریکایی: /ˈbæŋ.krəpt.si/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From bankrupt + -cy, replacing earlier bankruptship.
اسم
- جمع
- bankruptcies
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
۱.
ورشکستگی، افلاس
مالیحقوق
A legally declared or recognized condition of insolvency of a person or organization.
to declare bankruptcy
اعلام ورشکستگی کردن
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه bankruptcy را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.