دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی backdrop به فارسی
پرده یا تابلویی که در عقب صحنه قرار دارد (و معمولا روی آن نقاشی شده است)
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From back + drop.
اسم
- جمع
- backdrops
- شمارشپذیری
- countable
پرده یا تابلویی که در عقب صحنه قرار دارد (و معمولا روی آن نقاشی شده است)
A decorated cloth hung at the back of a stage.
The actors performed in front of a beautiful backdrop painted with mountains and trees.
بازیگران جلوی یک پرده زیبا با نقاشی کوهها و درختان اجرا کردند.
تصویر یا زمینهای که بهعنوان پسزمینه بصری استفاده میشود
An image that serves as a visual background.
The Alborz mountains form a backdrop to Tehran.
رشته کوههای البرز دورنمای تهران را تشکیل میدهد.
زمینه یا صحنهی پشت یک اجرا
The setting or background of an acted performance.
The play had a beautiful backdrop of a medieval castle.
نمایشنامه یک پسزمینه زیبا از یک قلعه قرون وسطایی داشت.
موقعیت یا زمینهای که رویدادها در آن رخ میدهند
Any background situation, especially one that influences events.
Those events took place against a backdrop of war and bloodshed.
آن رویدادها در پسزمینهای از جنگ و خونریزی به وقوع پیوست.
فعل
- سومشخص مفرد
- backdrops
- وجه وصفی حال
- backdropping
- گذشته ساده
- backdropped
- اسم مفعول
- backdropped
بهعنوان پسزمینهای برای چیزی عمل کردن
To serve as a backdrop for.
A brilliant sunset backdropping the famous skyline.
غروب خیرهکنندهای که افق معروف را پسزمینه قرار داده بود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه backdrop را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.