دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی backbone به فارسی

ستون فقرات، مهره‌های پشت

بریتانیایی: /ˈbæk.bəʊn/ آمریکایی: /ˈbæk.boʊn/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: back bone

ریشه‌شناسی

From Middle English bakbon, equivalent to back + bone.

اسم

جمع
backbones
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

ستون فقرات، مهره‌های پشت

جانورشناسیکالبدشناسی

The series of vertebrae, separated by disks, that encloses and protects the spinal cord, and runs down the middle of the back in vertebrate animals.

The doctor explained how the backbone supports the body.

پزشک توضیح داد که چگونه ستون فقرات از بدن حمایت می‌کند.

مترادف‌ها: spine، spinal column، vertebral column

۲.

ستون اصلی، محکم‌ترین بخش، پشتیبان اصلی

مجازی

Any fundamental support, structure, or infrastructure.

Banking is the backbone of every country's economy.

بانکداری ستون اصلی اقتصاد هر کشور است.

۳.

شجاعت، استواری، قدرت

مجازی

Courage, fortitude, or strength.

He doesn't have the backbone to do it.

جرات انجام آن را ندارد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه backbone را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.