دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی axiomatic به فارسی

بدیهی، آشکار

بریتانیایی: /ˌæk.si.əˈmæt.ɪk/ آمریکایی: /ˌæk.si.əˈmæt̬.ɪk/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Ancient Greek axiōmatikos, from axíōma (self-evident principle) + -ikos.

صفت

صفت تفضیلی
more axiomatic
صفت عالی
most axiomatic

شکل‌های دیگر: axiomatical

۱.

بدیهی، آشکار

Self-evident or unquestionable.

It is axiomatic that the whole is bigger than each of its parts.

بدیهی است که کل از هر یک از اجزای خود بزرگتر است.

مترادف‌ها: self-evident

۲.

بنداشتی، مربوط به اصول موضوعه

ریاضیات

Relating to or containing axioms.

Euclidean geometry is based on an axiomatic system.

هندسه اقلیدسی بر یک دستگاه بنداشتی استوار است.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه axiomatic را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.