دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی axiomatic به فارسی
بدیهی، آشکار
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Ancient Greek axiōmatikos, from axíōma (self-evident principle) + -ikos.
صفت
- صفت تفضیلی
- more axiomatic
- صفت عالی
- most axiomatic
شکلهای دیگر: axiomatical
بدیهی، آشکار
Self-evident or unquestionable.
It is axiomatic that the whole is bigger than each of its parts.
بدیهی است که کل از هر یک از اجزای خود بزرگتر است.
مترادفها: self-evident
بنداشتی، مربوط به اصول موضوعه
Relating to or containing axioms.
Euclidean geometry is based on an axiomatic system.
هندسه اقلیدسی بر یک دستگاه بنداشتی استوار است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه axiomatic را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.