دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی axiom به فارسی
آنچه که همه صحت آن را قبول دارند، واقعیت، اصل بدیهی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French axiome, from Latin axiōma, from Ancient Greek ἀξίωμα (axíōma), a self-evident principle.
اسم
- جمع
- axioms، axiomata
The plural axiomata is becoming less common and is sometimes considered archaic.
آنچه که همه صحت آن را قبول دارند، واقعیت، اصل بدیهی
A seemingly self-evident or necessary truth which is based on assumption; a principle or proposition which cannot actually be proved or disproved.
It is an axiom that the shortest distance between two points is a straight line.
این یک اصل بدیهی است که کوتاهترین فاصله بین دو نقطه یک خط مستقیم است.
مترادفها: axioma
بنداشت، اَکسیوم، اصل موضوعه
A fundamental assumption that serves as a basis for deduction of theorems; a postulate (sometimes distinguished from postulates as being universally applicable, whereas postulates are particular to a certain science or context).
axiom of choice
بنشت گزینش
مترادفها: postulate
واژههای عامتر: well-formed formula، wff، WFF
کلهای مرتبط: formal system
اصل اساسی، قاعدهی کلی، اصل متعارف
An established principle in some artistic practice or science that is universally received.
The axioms of political economy cannot be considered absolute truths.
اصول اقتصاد سیاسی را نمیتوان حقایق مطلق دانست.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه axiom را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.