دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی axiom به فارسی

آنچه که همه صحت آن را قبول دارند، واقعیت، اصل بدیهی

بریتانیایی: /ˈæk.si.əm/ آمریکایی: /ˈæk.si.əm/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French axiome, from Latin axiōma, from Ancient Greek ἀξίωμα (axíōma), a self-evident principle.

اسم

جمع
axioms، axiomata

The plural axiomata is becoming less common and is sometimes considered archaic.

۱.

آنچه که همه صحت آن را قبول دارند، واقعیت، اصل بدیهی

فلسفه

A seemingly self-evident or necessary truth which is based on assumption; a principle or proposition which cannot actually be proved or disproved.

It is an axiom that the shortest distance between two points is a straight line.

این یک اصل بدیهی است که کوتاه‌ترین فاصله بین دو نقطه یک خط مستقیم است.

مترادف‌ها: axioma

۲.

بنداشت، اَکسیوم، اصل موضوعه

منطقریاضیات

A fundamental assumption that serves as a basis for deduction of theorems; a postulate (sometimes distinguished from postulates as being universally applicable, whereas postulates are particular to a certain science or context).

axiom of choice

بنشت گزینش

مترادف‌ها: postulate

واژه‌های عام‌تر: well-formed formula، wff، WFF

کل‌های مرتبط: formal system

۳.

اصل اساسی، قاعده‌ی کلی، اصل متعارف

An established principle in some artistic practice or science that is universally received.

The axioms of political economy cannot be considered absolute truths.

اصول اقتصاد سیاسی را نمی‌توان حقایق مطلق دانست.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه axiom را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.