دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی automation به فارسی
خودکاری، خودکارسازی، مجهز سازی به دستگاههای خودکار، اتوماتیک کردن، اتوماسیون
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From automatic + -ion or automaton + -ion; coined in the 1940s.
اسم
- جمع
- automations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
خودکاری، خودکارسازی، مجهز سازی به دستگاههای خودکار، اتوماتیک کردن، اتوماسیون
The act or process of converting the controlling of a machine or device to a more automatic system, such as computer or electronic controls.
the automation of the automotive industry
خودکار کردن صنعت اتومبیل سازی
مترادفها: automatization
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه automation را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.