دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی automate به فارسی
خودکار کردن، ماشینی کردن، به کار بردن روشهای خودکار
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
Back-formation from automation.
فعل
- سومشخص مفرد
- automates
- وجه وصفی حال
- automating
- گذشته ساده
- automated
- اسم مفعول
- automated
خودکار کردن، ماشینی کردن، به کار بردن روشهای خودکار
To replace or enhance human labor with machines.
Many offices still need to automate.
بسیاری از ادارات هنوز نیاز به خودکار شدن دارند.
We saved time and money by automating the process.
با خودکار کردن فرآیند در زمان و هزینه صرفهجویی کردیم.
مترادفها: robotize
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه automate را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.