دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی arbitration به فارسی

داوری، حکمیت، عمل داوری کردن

بریتانیایی: /ˌɑː.bɪˈtreɪ.ʃən/ آمریکایی: /ˌɑːr.bəˈtreɪ.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle English arbitracion, from Old French arbitration, from Latin arbitratio, from arbitrari (to arbitrate, judge).

اسم

جمع
arbitrations
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

داوری، حکمیت، عمل داوری کردن

The act or process of arbitrating.

The case was referred to arbitration.

پرونده به داوری ارجاع شد.

۲.

حکمیت، داوری، مراجعه به داور برای حل اختلاف

A process through which two or more parties use an arbitrator or arbiter in order to resolve a dispute.

Both sides in the dispute have agreed to go to arbitration.

هر دو طرف مرافعه قبول کرده‌اند که به داور مراجعه کنند.

۳.

شکلی از عدالت که در آن دو طرف شخصی را تعیین می‌کنند که به حکم او گردن می‌نهند، به‌ویژه در نظریهٔ آنارشیسم بازار

A form of justice where both parties designate a person whose ruling they will accept formally, especially in market anarchy theory.

In market anarchy, arbitration is key to resolving disputes.

در آنارشیسم بازار، داوری کلید حل اختلافات است.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه arbitration را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.