دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی arbitrary به فارسی

برپایه‌ی داوری و ترجیح فردی (نه بر پایه‌ی مقررات و قوانین و قراردادها)، دلبخواه، اختیاری، میلی

بریتانیایی: /ˈɑː.bɪ.trər.i/ آمریکایی: /ˈɑːr.bə.trer.i/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle English arbitrarie, from Latin arbitrarius, from arbiter 'judge, witness'.

صفت

صفت تفضیلی
more arbitrary
صفت عالی
most arbitrary
۱.

برپایه‌ی داوری و ترجیح فردی (نه بر پایه‌ی مقررات و قوانین و قراردادها)، دلبخواه، اختیاری، میلی

Based on individual discretion or judgment; not based on any objective distinction, perhaps even made at random (usually of a decision).

The age of adulthood is an arbitrary decision.

سن بلوغ یک تصمیم دلبخواه است.

۲.

بوالهوسانه، خودسرانه، مستبدانه، با خودکامگی

Determined by impulse rather than reason; often connoting heavy-handedness.

He fired employees arbitrarily.

او کارمندان را خودسرانه اخراج کرد.

۳.

هر یک از همه‌ی موارد ممکن، دلخواه

ریاضی

Any, out of all that are possible.

The equation is true for an arbitrary value of x.

معادله برای هر مقدار دلخواه x صادق است.

۴.

تعیین‌شده توسط داور مستقل

Determined by independent arbiter.

The dispute was resolved by an arbitrary ruling.

مناقشه با حکم داوری حل شد.

۵.

غیرنماینده، غیرنمادین

زبان‌شناسی

Not representative or symbolic; not iconic.

The word 'dog' has an arbitrary relationship to the animal.

واژهٔ 'سگ' رابطه‌ای دلبخواه با حیوان دارد.

اسم

جمع
arbitraries
۶.

هر چیز دلخواه یا اختیاری، مانند یک مقدار عددی یا هزینه

Anything arbitrary, such as an arithmetical value or a fee.

The fee was an arbitrary set by the committee.

هزینه مبلغی بود که توسط کمیته تعیین شد.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

arbitrary constant

۷.

ثابت دلخواه

ریاضی

A constant that can have any value, often denoted by a letter.

In the equation y = mx + c, c is an arbitrary constant.

در معادله y = mx + c، c یک ثابت دلخواه است.

arbitrary function

۸.

نشان اختیاری، علامت متغیر

A function that is not specified; a variable symbol.

Let f be an arbitrary function from X to Y.

فرض کنید f یک تابع اختیاری از X به Y باشد.

arbitrary number

۹.

عدد اختیاری

ریاضی

A number chosen without restriction; any number.

Choose an arbitrary number between 1 and 10.

یک عدد اختیاری بین 1 و 10 انتخاب کنید.

عبارت‌های مرتبط

arbitrary number
عدد اختیاری
arbitrary constant
ثابت دلخواه
arbitrary function
نشان اختیاری، علامت متغیر

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه arbitrary را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.