دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی antiviral به فارسی
ضدویروس، بازدارندهٔ رشد و تکثیر ویروس
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: anti-viral
ریشهشناسی
From anti- + viral.
صفت
ضدویروس، بازدارندهٔ رشد و تکثیر ویروس
Inhibiting the growth and reproduction of a virus.
The doctor prescribed an antiviral drug.
پزشک یک داروی ضدویروس تجویز کرد.
از بینبرنده یا مهارکنندهٔ ویروس رایانهای
Eliminating or inhibiting the action of a computer virus.
Install an antiviral program on your computer.
یک برنامهٔ ضدویروس روی رایانهات نصب کن.
اسم
- جمع
- antivirals
- شمارشپذیری
- countable
داروی ضد ویروس، پادویروس
An antiviral medication.
The doctor prescribed an antiviral to help treat the infection.
پزشک یک داروی ضد ویروس برای کمک به درمان عفونت تجویز کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه antiviral را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.