دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی apathetic به فارسی
فاقد احساسات، بیشور، بیهیجان، بیواکنش، بیحال، بیغیرت
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: apathetical
ریشهشناسی
From apathy + -etic.
صفت
- صفت تفضیلی
- more apathetic
- صفت عالی
- most apathetic
فاقد احساسات، بیشور، بیهیجان، بیواکنش، بیحال، بیغیرت
Void of feeling; not susceptible of deep emotion.
She felt apathetic about the changes at work and showed no interest in the new projects.
او نسبت به تغییرات در محل کار بیاحساس بود و هیچ علاقهای به پروژههای جدید نشان نداد.
مترادفها: indifferent، unconcerned
مربوط به آپاتئیسم، مربوط به بیاعتنایی به باور به خدا
Of, or pertaining to apatheism.
His apathetic stance on religion made him neither a believer nor an atheist.
موضع بیاعتنای او نسبت به دین، او را نه مؤمن ساخت و نه ملحد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه apathetic را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.