دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی antithesis به فارسی
تضاد، نقطهی مقابل، برابر نهاد
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin, from Ancient Greek ἀντίθεσις (antíthesis), meaning opposition. By surface analysis, anti- + thesis.
اسم
- جمع
- antitheses
تضاد، نقطهی مقابل، برابر نهاد
A proposition that is the diametric opposite of some other proposition.
Her gentle manner is the antithesis of his aggressive behavior.
رفتار ملایم او تضاد با رفتار تهاجمی او دارد.
واژههای عامتر: opposite، antipode
متضادها: epitome
آرایهای ادبی که در آن دو ایدهی متضاد در قالبی موازی قرار میگیرند؛ تضاد ادبی
A device by which two contrasting ideas are juxtaposed in parallel form; a figure of speech arranged in this manner.
The writer used antithesis to contrast hope and despair.
نویسنده از تضاد ادبی برای مقایسه امید و ناامیدی استفاده کرد.
مرحلهی دوم در فرایند دیالکتیک که در آن تز نفی میشود؛ پادتز
The second stage of a dialectical process in which the thesis is negated.
The antithesis is the second stage of the dialectic.
پادتز مرحلهی دوم دیالکتیک است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه antithesis را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.