دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی anguish به فارسی

رنج شدید (در اثر نگرانی یا درد)، اضطراب، دلهره، اندوه، درد روحی، تالم، تشویش

بریتانیایی: /ˈæŋ.ɡwɪʃ/ آمریکایی: /ˈæŋ.ɡwɪʃ/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

مدخل ۱

ریشه‌شناسی

From Latin angustia, meaning narrowness, difficulty, distress.

اسم

جمع
anguishes
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

رنج شدید (در اثر نگرانی یا درد)، اضطراب، دلهره، اندوه، درد روحی، تالم، تشویش

Extreme pain, either of body or mind; excruciating distress.

She felt deep anguish after hearing the bad news.

او پس از شنیدن خبر بد دچار رنج شدیدی شد.

مترادف‌ها: agony، torment

مدخل ۲

ریشه‌شناسی

From Old French angoissier, from the noun.

فعل

سوم‌شخص مفرد
anguishes
وجه وصفی حال
anguishing
گذشته ساده
anguished
اسم مفعول
anguished
۲.

رنج کشیدن، اندوهناک شدن

ناگذرا

To suffer pain.

He anguished over the difficult decision.

او بر سر تصمیم دشوار رنج کشید.

مترادف‌ها: suffer، hurt

۳.

رنجاندن، اندوهناک کردن

گذرا

To cause to suffer pain.

The tragic news anguished the whole family.

خبر غم‌انگیز تمام خانواده را رنجاند.

مترادف‌ها: afflict، torment

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه anguish را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.