دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی animate به فارسی

زنده، جاندار

بریتانیایی: /ˈæn.ɪ.mət/ آمریکایی: /ˈæn.ə.mət/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle English animat(e), from Latin animātus, from animāre 'to breathe life into', from anima 'soul, spirit'.

صفت

صفت تفضیلی
more animate
صفت عالی
most animate
۱.

زنده، جاندار

That lives.

The study of the natural world, both animate and inanimate.

مطالعه‌ی عالم طبیعت، هم جاندار و هم بی‌جان

مترادف‌ها: alive، living

متضادها: inanimate، lifeless

۲.

دارای قابلیت حرکت، متحرک

Possessing the quality or ability of motion.

The cells are animate.

سلول‌ها متحرک هستند.

مترادف‌ها: dynamic، kinetic، motile

متضادها: inanimate، sessile، static

۳.

سرزنده، سرحال، زنده‌دل، شنگول

Dynamic, energetic.

She is an engaging and animate speaker.

او یک سخنران جذاب و سرزنده است.

مترادف‌ها: lively، perky، vivacious، active، dynamic، energetic

متضادها: quiescent، sedentary، static

۴.

جاندار

دستور زبان

Having a referent that is considered alive.

Nouns can be singular or plural, and one of two genders, animate or inanimate.

اسم‌ها می‌توانند مفرد یا جمع باشند و یکی از دو جنس جاندار یا بی‌جان را داشته باشند.

۵.

صرف‌شده برای مطابقت با اسم یا ضمیر جاندار

دستور زبان

Inflected to agree with an animate noun or pronoun.

The animate form of the adjective is used with living beings.

صفت جاندار برای موجودات زنده به کار می‌رود.

متضادها: inanimate

فعل

سوم‌شخص مفرد
animates
وجه وصفی حال
animating
گذشته ساده
animated
اسم مفعول
animated
۶.

به حرکت درآوردن، متحرک کردن

گذرا

To impart motion or the appearance of motion to.

If we animate the model, we can see the complexity of the action.

اگر مدل را به حرکت درآوریم، می‌توانیم پیچیدگی عمل را ببینیم.

مترادف‌ها: get going، impel

متضادها: halt، stop، stay

۷.

جان بخشیدن، سرزنده کردن

گذرا

To give spirit or vigour to; to stimulate or enliven; to inspirit.

His jokes animated the audience.

لطیفه‌های او حضار را سرحال آورد.

مترادف‌ها: enliven، vitalise

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه animate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.