دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی ancillary به فارسی
تابع، فرعی، وابسته، کمکی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin ancillāris, from ancilla meaning 'maid'.
صفت
- صفت تفضیلی
- more ancillary
- صفت عالی
- most ancillary
تابع، فرعی، وابسته، کمکی
Subordinate; secondary; auxiliary.
The new laboratory will provide ancillary support to the main research facility.
آزمایشگاه جدید به عنوان پشتیبانی کمکی برای مرکز تحقیقاتی اصلی عمل خواهد کرد.
مترادفها: accessory
اسم
- جمع
- ancillaries
چیزی که عملکرد کمکی دارد، مانند سهپایه برای نقاش
Something that serves an ancillary function, such as an easel for a painter.
The painter's easel is an ancillary.
سهپایه نقاش یک وسیله کمکی است.
یاور، کمک
An auxiliary.
The ancillary waited in the hall, ready to perform any small task for the lord.
آن یاور در تالار منتظر ایستاد تا هر کار کوچکی را برای ارباب انجام دهد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه ancillary را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.