دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی analyse به فارسی
تجزیه و تحلیل کردن
بریتانیایی: /ˈæn.əl.aɪz/ آمریکایی: /ˈæn.əl.aɪz/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
فعل
- سومشخص مفرد
- analyses
- وجه وصفی حال
- analysing
- گذشته ساده
- analysed
- اسم مفعول
- analysed
۱.
تجزیه و تحلیل کردن
British standard spelling of analyze.
The scientist will analyse the data to find patterns.
دانشمند دادهها را برای یافتن الگوها تحلیل خواهد کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه analyse را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.