دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی analogy به فارسی
شباهت نسبی، قیاس، مقایسه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin analogia, from Ancient Greek analogiā, from ana- + logos (speech, reckoning).
اسم
- جمع
- analogies
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
شباهت نسبی، قیاس، مقایسه
A relationship of resemblance or equivalence between two situations, people, or objects, especially when used as a basis for explanation or extrapolation.
He drew an analogy between two different things.
او بین دو چیز مختلف وجه تشابه یافت.
نسبت یا برابری نسبتها، تناسب
The proportion or the equality of ratios.
The two ratios show an analogy.
دو نسبت نشاندهندهی تناسب هستند.
همخوانی یک واژه یا عبارت با روحیه زبان، بر اساس نحوه معمول ساخت واژهها و عبارات آن؛ شباهت فرایندهای اشتقاقی یا تصریفی
The correspondence of a word or phrase with the genius of a language, as learned from the manner in which its words and phrases are ordinarily formed; similarity of derivative or inflectional processes.
The word 'goed' is formed by analogy with 'played'.
کلمه 'goed' با قیاس با 'played' ساخته شده است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه analogy را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.