دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی amplifier به فارسی
تقویت کننده، فزونساز، افزاینده
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From amplify + -er.
اسم
- جمع
- amplifiers
- شمارشپذیری
- countable
تقویت کننده، فزونساز، افزاینده
Anything that amplifies, or makes something larger or more intense.
An amplifier increases the power of a signal.
یک تقویتکننده قدرت سیگنال را افزایش میدهد.
قیدی که شدت را افزایش میدهد، مانند «واقعاً» یا «کاملاً»
An adverb that adds intensity, such as "really" or "totally".
She is really beautiful – 'really' is an amplifier.
او واقعاً زیباست – «really» یک قید تشدید است.
دستگاه یا مداری که قدرت یک سیگنال الکتریکی ضعیف را بدون تغییر سایر ویژگیهای سیگنال افزایش میدهد.
An appliance or circuit that increases the strength of a weak electrical signal without changing the other characteristics of the signal.
He connected his guitar to the amplifier to make the sound louder.
او گیتارش را به تقویتکننده وصل کرد تا صدا بلندتر شود.
یک محفظهی قابل حمل که یک بلندگوی بزرگ را در خود جای میدهد و برای تقویت صدا و سازها در اجراهای زنده استفاده میشود.
A portable encasement that houses a large speaker, used to amplify voices and musical instruments at live performances.
The guitarist used an amplifier to make the music louder.
گیتاریست از یک تقویت کننده استفاده کرد تا موسیقی را بلندتر کند.
عدسی که میدان دید را بزرگ میکند.
A lens that enlarges the field of vision.
The microscope's amplifier lens provides a wider view.
عدسی تقویتکننده میکروسکوپ دید وسیعتری فراهم میکند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه amplifier را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.