دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی amnesty به فارسی
فراموشی؛ توقف یادآوری خطا؛ فراموشی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French amnestie, from Latin amnestia, from Ancient Greek ἀμνηστία (amnēstía).
اسم
- جمع
- amnesties
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
فراموشی؛ توقف یادآوری خطا؛ فراموشی
Forgetfulness; cessation of remembrance of wrong; oblivion.
After the victory, an amnesty of past injuries settled over the realm, and men spoke no more of old wrongs.
پس از پیروزی، فراموشی جراحات گذشته بر قلمرو حاکم شد و مردم دیگر از خطاهای قدیم سخن نمیگفتند.
عفو عمومی
An act of the sovereign power granting oblivion, or a general pardon, for a past offense, as to subjects concerned in an insurrection.
The government announced an amnesty for political prisoners.
دولت برای زندانیان سیاسی عفو اعلام کرد.
فعل
- سومشخص مفرد
- amnesties
- وجه وصفی حال
- amnestying
- گذشته ساده
- amnestied
- اسم مفعول
- amnestied
عفو کردن، بخشیدن
To grant a pardon (to a group).
The government amnestied the protesters.
دولت تظاهرکنندگان را عفو کرد.
اصطلاحها و عبارتها
general (or total) amnesty
عفو عمومی
A pardon granted to a group of people for past offenses.
The government declared a general amnesty for political prisoners.
دولت برای زندانیان سیاسی عفو عمومی اعلام کرد.
to grant an amnesty (or to amnesty)
عفو کردن
To give an official pardon to a group of people.
The president decided to grant an amnesty to all draft dodgers.
رئیسجمهور تصمیم گرفت به همه فراریان از خدمت سربازی عفو اعطا کند.
عبارتهای مرتبط
- general (or total) amnesty
- عفو عمومی
- to grant an amnesty (or to amnesty)
- عفو کردن
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه amnesty را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.