دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی alliance به فارسی
اتحاد، همبستگی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: alliaunce obsolete
ریشهشناسی
From Middle English alliaunce, from Old French aliance, equivalent to ally + -ance.
اسم
- جمع
- alliances
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
اتحاد، همبستگی
The state of being allied.
an alliance between church and state
اتحاد بین کلیسا و دولت
اتحاد، ائتلاف
The act of allying or uniting.
to form an alliance
متحد شدن
مترادفها: union
اتحاد، پیمان، وصلت
A union or connection of interests between families, states, parties, etc., especially between families by marriage and states by compact, treaty, or league.
the two families' alliance
وصلت دو خانواده
خویشی، مشابهت، قرابت، بستگی
Any union resembling that of families or states; union by relationship in qualities; affinity.
the alliance between religious and aesthetic rapture
قرابت میان خلسهی دینی و خلسهی هنری
مترادفها: connection، affinity، union، allyship
کشورها یا گروههای متحد
The persons or parties allied.
the Western alliance
کشورهای متحد غربی
مترادفها: coalition، league، confederation، team
Used with the definite article.
ازدواج، وصلت
Marriage.
The families agreed to the alliance.
خانوادهها با وصلت موافقت کردند.
فعل
- سومشخص مفرد
- alliances
- وجه وصفی حال
- alliancing
- گذشته ساده
- allianced
- اسم مفعول
- allianced
با اتحاد پیوند دادن یا پیوستن؛ متحد کردن
To connect or unite by alliance; to ally.
The noble families allianced themselves with the neighboring realm to face the common foe.
خاندانهای نجیب خود را با قلمروی همسایه متحد کردند تا با دشمن مشترک روبهرو شوند.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه alliance را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.